نتایج آز مایش بر روی سگها یا دردی که گاه به آن دچار می شویم
انفعالی که "ولش کن بابا"یا "به ما چه داداش " رو به دنبال داره.
انفعالی که باعث میشه به کرختی خودمون حق بدیم.
مارتین سلیگمن(-Martin Seligman(-1943 روانشناس, در اواسظ دهه ی 1960 در دانشگاه پنسیلوانیا تحقیقی درمورد جنبه ی محدود شخصیت آ غاز کرد که آن را درماندگی خودآ موخته نامید. در آزمایشهای مقدماتی سلیگمن, سگها یی یراق شدند و باشوک الکتریکی دردناکی که از لحاظ جسمانی زیان بار نبود مواجه میشدند.این سگها برای گریختن یا اجتناب کردن ازشوک کاری نمی توانستند انجام دهند.بعد از یک رشته شوک ,سگها را در جعبه ی دوسره ی دو قسمتی قرار دادند.شوک از کف قسمت اول که سگ در آ ن قرار گرفته بود وارد میشد.بعدا رفتار این سگها با رفتار سگهای دیگری که با شوکهای برقی مواجه نشده بودند مقایسه شد.
وقتی که سگهای گروه دوم در جعبه قرار داده شدند واز طریق کف به آنها شوک وارد شد,سراسیمه در آن قسمت تقلا کردند وتصادفا از روی مانع به قسمت امن پریدند.در کوششهای بعدی,آنها هربار سریعتر از روی مانع پریده ویادگرفته بودند که این, راه گریختن است.سگهای گروه آزمایشی اول اما به صورت متفاوتی رفتار کردند.آنها بعد از دریافت شوک از طریق کف جعبه,به مدت 30 ثانیه تقلا کردند و دست از فعالیت برداشتند,زمین افتادند وزوزه کشیدند.آنها هرگز گریختن را یاد نگرفتند,حتی زمانی که سعی کردند آنها را با غذا به این کار ترغیب کنند.ان سگها منفعل و درمانده شده بودند و نمی توانستند برای تغییر دادن وضعیت خود تلاش کنند.
متا آنالیز 132 تحقیق که چند هزار آزمودنی را در برداشتند معلوم کرد که آثار شوک غیر قابل گریز در انسانها از حیوانها نیرومندتر است.
پ.ن1:من از تابستون تا الان اکثر فعالیت های بچه های uut رو توی اینترنت دنبال کردم چه سال بالایی ها چه ورودی ها.بحث های زیادی میشد.غرها, شکرها, امیدها, یاس ها ....من اما فقط نگاه میکردم.الان نوشتم که تکرار نکنم مکررات رو.چیزی رو دلم خواست بنویسم که تمام این مدت بهش فکرمی کردم.این که اگه الان اینجاییم و این هستیم واگر از ترم بالایی ها میشنویم که تمام ذوقشون زایل شده واسه فعالیت همیشه توجیه فردی و محدود نداره.توجیه روانشناسی و اجتماعی هم داره.توجیهی که توی جامعه وتوی دوران تحصیل قبل از الان(دبیرستان و قبل تر) نهفته است.
پ.ن2:متنی که درمورد سلیکمن در بالا خوندید از کتاب" نظریه های شخصیت" تالیف" دوان پی شولتز و سیدنی الن شولتز" و ترجمه ی" یحیی سید محمدی" بود.خوندن این کتاب رو از دست ندین.این مبحث رو خیلی بیشتر و وسیعتر توضیح داده و مثالهای انسانی رو کاملا نوشته.
پ.ن3 :بعد از پست قبلی که دستهامون خیلی نفتی شد این رو نوشتم که یه کم دستهامون رو به علم روان و جامه هم بیالاییم.
پ.ن4: به خدا این دیگه آخریشه:این همه نوشتم که این رو بگم که بدونیم اگرچه گاه دردها منشا ارادی ندارن اما درمانشون اراده می خواد.
با سلام به وبلاگ ورودی های 88 مهندسی شیمی صنایع پتروشیمی دانشگاه صنعتی ارومیه خوش آمدید.