جوابی به شعر محمد احتشام از سر دوستی

سلام دوستای گلم

نمی خواستم حالا حالاها پست بذارم اما وقتی شعر محمد احتشام رو دیدم نتونستم مقاومت کنم و شعری در رابطه با پستش نوشتم.


بنام خالق جانان هستی                         بنام آنکه تو خود می پرستی

بنام شیمی و درس و کتابت                   کنم من قصه ی دل را حکایت

دلم تنگ بود و خسته این شب سرد          ز درس و مشق و فکر و فیلم و کانون

شدم خسته ز افکار پیاپی                      ز دست بعضیا گشتم دلخون

بگفتم که زنم گشتی به وبلاگ                شوم شاد و نباشم دیگه محزون

ز دوستان عزیز یادی کنم باز                شدم یکباره از پستی افسون

.... 

ادامه نوشته

سلام !

میخوام به عنوان اولین پستم ۱۰تااز بهترین عبارات مثلا"عاشقانه رو بنویسم:

۱-ما نه برای یافتن فردی کاملِ،بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم(سام کین)

۲من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند،و مهم نیست که چه کار میکنید ،که هستید و کجا زندگی میکنید ،اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند ،هیچ مرز ومانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.

(جولیا رابرتز)

۳.  دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی،به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم.(ناشناس)

۴.زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست ،بلکه در یک سو نگریستن است.(آنتونیودو سنت اگزوپری)

۵.در عشق حقیقی،کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است واز طولانی ترین فاصله هامیتوان پل زد.(هانس نوون)

۶.عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید.(کی نودسن)

۷.اگر هر بار که لبخند بر لبانم مینشانی،میتوانستم به آسمان بروم وستاره ای بچینم ،آسمان شب دیگر مثل کف دست بود.(ناشناس)

۸.بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند،باید آنها را در قلبتان احساس کنید.(هلن کلر)

۹.این عشق نیست که دنیا را میچرخاند،عشق چیزی است که چرخش آن را ارزشمند میکند.(فرانکلین پی جونز)

۱۰.اگر معنای عشق را میفهمم،همه به خاطر توست.(هرمان هسه)   

 

دوست داشتنی ترین چشمان ابری

در بوستان چشمانت گل بوته های محبت را نچیدم، ولی چون سوار بیابان گردی، خورجین اسب دوست داشتنی قلبم را از آنها پر کردم که در طوفان شن بی کسی، با بوییدنشان احساس آرامش را به یاد آورم.

البته اینا از دست نوشته های ((مهدی حسن نیا)) است.

فاطمه فاطمه است.

و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم ، باز درماندم :

خواستم بگویم

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه دختر محمد (ص) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه همسر علی (ع) است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر حسنین است

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم

فاطمه مادر زینب است

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.



فاطمه ، فاطمه است.........
چکیده ای از کتاب فاطمه فاطمه است اثر دکتر علی شریعتی.

زن از ديدگاه دكتر علي شريعتي

زن از ديدگاه دكتر علي شريعتي

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ...

ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ...

مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستي ...

براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني ...

در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ...

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ...

او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...

و قرن هاست كه او عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بربادرفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد سينه اي را به ياد مي آورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند ...

و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد ...

و اين، رنج است

نامه شهريار به انشتاين

حريف از کشف و الهام تو دارد بمب مي سازد.

 

...

در سالهاي 1325 و 1326 شمسي بار ديگر خطر بمب اتم زبانزد مردم جهان شد. بشريت نگران از پيامدهاي اين اسلحه مرگبار، آرامش موقت خود را از دست دادند. اگر يکي ديگراز دولت هاي متخاصم از اين اسلحه استفاده بکند، فاتحه دنيا خوانده خواهد شد. هيچ ذي روحي در روي زمين باقي نخواهد ماند. قرن ها طول خواهد کشيد تا حيواني تک سلولي به وجود آيد و قرن ها زمان لازم خواهد بود تا زمين به حالت اوليه برگردد. اين ها صحبت هاي روزمره مردم جهان بود.در چنين فضايي چه کسي قادر بود از اين فاجعه عظيم جلوگيري کند. اکثريت مردم دست به دعا بودند. عده اي مي گفتند که خداوند در قرآن خبر داده است که کوه ها مثل پنبه تافته خواهد شد. آيا اين مردم مي توانستند افکار و حرف دلشان را به گوش انيشتيني که در محاصره  جهان خواران بود، برسانند؟ پس چه بايد کرد؟ چگونه مي توان اين نابغه علم را متوجه اوضاع وخيم و شرايط روحي نامساعد بشر نمود؟
در سال 1326 شمسي جمعي از اساتيد و  دانشجويان تهران ، دست به دامن  استاد شهريار مي شوند ، موضوع را کاملاً شرح مي دهند، نگراني و وحشت مردم جهان را با او در ميان مي گذارند و يادآوري مي کنند که تنها شهريار ، نابغه شعر و ادب مشرق زمين مي تواند، انيشتين آن نابغه رياضي و فيزيک مغرب زمين را متاثر بکند.

ادامه نوشته

                         جمله های زندگی

وقتی به‌علاوه خدا باشی منهای هر چیزی زندگی می‌کنی!

دیـــــدن لـبـــخـنـــد آنهـایـی که رنج می کــشند از دیدن اشک هــایشان درد ناکتر است

ما کاشفان کوچه های بن بستیم، حرف های خسته ای داریم... این بار پیامبری بفرست که تنها گوش کند

انسانها گاهی آنقدر احمقند که مثل عروسکهای خیمه شب بازی روزی هزار بار دستهای خود را بر سر میرسانند ولی نخهای را که از ان اویزانند را نمی یابند

چشمان تو حروف را، بی استفاده می کنند!  کافی است نگاه کنی

زندگی را دور بزن و آنگاه که بر بلندترین قله ها رسیدی لبخند خود را نثار تمام سنگ ریزه هایی کن که پایت را خراشیدند

بزرگترین اقیانوس جهان آرام است،پس آرام باش تا بزرگترین باشی.

همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست ، زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است

سلام خدمت همه دوستان عزيز

مي خواستم گزارشي از حضور دكتر انوشه در دانشگاه صنعتي اروميه و دومين جشنواره جوانان رويش بنويسم ولي ديدم همه تو مراسم حضور داشتند و نوشتن گزارش يه كار تكراريه .

بهتر ديدم تو قسمت نظرات اين پست همه نظرشون رو در مورد برنامه ديروز بنويسن .

خب به نظر شما برنامه ديروز چه طور بود ؟؟؟   مفيد بود ؟؟؟   .... ؟؟؟

* لطفا نظراتتون رو با اسم واقعي وارد كنيد ( البته اجباري نيست ) .

سلام

از انجا كه الان بچه های خوب پترو 88 دارن خودشون رو اماده می كنند

 برای امتحان فیزیک استاد عبدالله شریف خوب منم لازم دونستم كه بگم یادتون نره كه

(( خواستن واقعی))آن است كه به (( تصمیم قطعی )) بینجامد وتصمیم

 واقعی آناست كه به((عمل )) منجر شود وتنها عمل صحیح  است كه

 ما را به (( نتیجه )) میرساند

دانستن خواستن وتوانستن تنها در سایه ی ((عمل)) معنی ومفهوم پیدا می كند

خوب اینم از اون طرح های رمانتیكه امیدوارم كه خوشتون بیاد.

از امروز سعی كنید كه از اون بچه های خوب باشید و برید سراغ درساتون

پس فعلا خدا حافظ


شعر شیمی

شعر شيميايي

چرا...؟

چرا   چون  باز    مغلوب اسيدي  ؟                                            چرا     غرقي     به بحر   نااميدي ؟

چرا   بيهوده پنداري   شب و روز  ؟                                            چرا   حسرت چرا  صدآه جان سوز؟

مگر  گاز  نجيبي      گوشه  گيري                                             ويا اكسنده اي         كاهش پذيري

چرا     پيوند ايمان را     بريدي   ؟                                          مگر  عالم تر  از  خالق    تو ديدي؟

تفكر كن  به هر برگي   كه خواني                                          كه  شايد  ارزش    خود را   بداني

تو   با ارزش تر از  الماس  هستي                                          چو دل داري پر از احساس هستي

جهان   چرخد  به گرد    هسته او                                         همه     ذرات    شده   وابسته  او

چو يك دم  ذره اي از او   جدا شد                                          همان دم او   عدم شد  بر فنا  شد

گر استرخوش عطر و خوش بوست                                         اسيد  والكل   هردو    آيت   اوست

كاتاليز گونه     بر قله       نظر كن                                            به سرعت    خط پايان را     گذر  كن

به اكسايش  الكل را   آلدهيد كرد                                          گهي  شادت كند  گاهي دهد  درد

كتون را     از الكل دوم      بنا كرد                                          كه لوكاس     نوع الكل را  جدا  كرد

ببين اورا به هر برگي    كه خواني                                          كه شايد از  عقوبت  خود را   براني