جوابی به شعر محمد احتشام از سر دوستی
نمی خواستم حالا حالاها پست بذارم اما وقتی شعر محمد احتشام رو دیدم نتونستم مقاومت کنم و شعری در رابطه با پستش نوشتم.
بنام خالق جانان هستی بنام آنکه تو خود می پرستی
بنام شیمی و درس و کتابت کنم من قصه ی دل را حکایت
دلم تنگ بود و خسته این شب سرد ز درس و مشق و فکر و فیلم و کانون
شدم خسته ز افکار پیاپی ز دست بعضیا گشتم دلخون
بگفتم که زنم گشتی به وبلاگ شوم شاد و نباشم دیگه محزون
ز دوستان عزیز یادی کنم باز شدم یکباره از پستی افسون
....




با سلام به وبلاگ ورودی های 88 مهندسی شیمی صنایع پتروشیمی دانشگاه صنعتی ارومیه خوش آمدید.